يحيى ابن أبي الطيء الحلبي
2
الحاوي في رجال الشيعة الإمامية
اين زمينه ، مطالبى است كه دكتر جواد على تحت عنوان موارد تاريخ الطبري در مجلهء المجمع العلمي العراقي نوشت . وى به صورت تحليلي ، مآخذ طبري را در هر بخش مورد بررسى وارزيابى قرار داد . اما كار مواردپژوهى ، تنها در اين قالب نيست وشكلهاى ديگرى نيز دارد كه در ادامه دربارهء آن سخن خواهيم گفت . آنچه در اينجا براي ما اهميت دارد ودر اين مقال برانيم تا به اختصار در بارهاش سخن بگوييم ، آن است كه مواردپژوهى در منابع موجود ، گامى در جهت بازسازى متون مفقوده است . ياد از منابع در آثار مكتوب ارجاع يك سخن به قائل آن ، دو دورهء مختلف را پشت سر گذاشته است . نخست دورانى كه سند هر نقل - به مانند آنچه از پيغمبر ( ص ) يا أئمة ( ع ) روايت مىشود - ذكر مىگرديد وبه اين ترتيب امكان دنبال كردن مرجع يك نقل بود . اين دوره كه بخش نخست آن انتقال شفاهى علوم بوده وسپس به انتقال كتبي هم رسيد ، تا قرن چهارم به شدت مورد توجه بود واز آن پس ، گرچه به صورت يك سنت علمي تا قرنها پذيرفته شده ومعمول بود ، اما به صورت عملي ، سند - به معناى اجازه نقل مطالب كتاب يك مؤلف از استادانش تا مؤلف - تنها در أول كتاب مىآمد ودر ادامه ، به طور مستقيم از كتاب آن شخص نقل مىشد . برخى اين روش را حتى تا قرن دوم هم پيش بردهاند . دورهء دوم درست از زماني آغاز شد كه نويسندگان پسين مطالب مورد استفادهء خود را از آثار مكتوب پيشين نقل مىكردند . در دوران آغازين وحتى تا قرنها بعد ، غالب يا بسيارى از منابع كهن ، كمتر از منابع خود ياد مىكردند ، روشى كه گرچه به